🐦عـ💔ـشــق بـ💘ـی حـاصـ💘ــل🐦

عشق بی حاصل

این نحوهء ارشاد نیست. . .

محتسب روزی سر بازار، مویم را کشید

گفتم: این گیسوست، شاخ بی بر شمشاد نیست

گفت: می دانم ولی بایِست ارشادت کنم

گفتمش: باشد ولی این نحوهء ارشاد نیست

گفت: با زلفت مرا بر باد دادی، گفتمش:

همچو زلف یار حافظ، زلف من در باد نیست

گفت: من مامورِ کارآموزِ نهی از منکرم

گفتم: این طرحی که می گویی تو، طرح کاد نیست..؟

گفت: ساکت..! حکم شرع است این، چه می گویی لعین..؟

گفتمش: این حکم آخر، خالی از ایراد نیست

گفت: آخر یک بلایی بر شما نازل شود

گفتم این ملت مسلمان است، قوم عاد نیست

گفت: با اجبار هم باشد بهشتت می برم

گفتم: آیا اسم این کار تو استبداد نیست..؟

گفت: استبداد نه، من بانی آزادی ام

بر لبم غیر از شعار مردم آزاد نیست

گفتم: آزادی فقط نامی است در میدان شهر

تازه آن را هم پدر گوید که جز شهیاد نیست

گفت: استقلال چه..؟ آن را که داری بی گمان

گفتمش جز نام تیمی درج در اسناد نیست

گفت: جایش امنیت بخشیده ایمت، گفتمش:

یعنی این وَن آمبولانس حامل اجساد نیست..؟

گفت: جمله پاکدستیم و به دور از اختلاس

گفتم: آری، هیج جا جز شرکت فولاد نیست..!

یک علی بابا، به دنبالش چهل دزد شریف

این که می گفتید اهوازش شما، بغداد نیست..؟

گفت: نه، این وصله ها هرگز نمی چسبد به ما

هست دزدی بینمان، امابه این ابعاد نیست

حال، کم شیرین زبانی کن؛ برو بند زنان

حد تو شلاق هست و کمتر از هشتاد نیست

گفتمش: سرکار، گرچه موی من باشد بلند

آنکه گفتی تو ز شیرینیش، جز فرهاد نیست..!

مجید رحمانی صانع

عشق بی حاصل

سـعـیـد
پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۱
13:43

اربعین حسینی. . .

نگاه می کنم از آینه خیابان را

و ناگزیری باران و راهبندان را

” من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب “

و بغض می کنم این شعر پشت نیسان را

چراغ قرمز و من محو گل فروشی که

حراج کرده غم و رنج های انسان را

کلافه هستم از آواز و ساز از چپ و راست

بلند کرده کسی لای لای شیطان را

چراغ سبز شد و اشک من به راه افتاد

چقدر آه کشیدم شهید چمران را

ولی عصر … ترافیک … دود … آزادی …

گرفته گرد و غبار اسم این دو میدان را

غروب می شود و بغض ها گلوگیرند

پیاده می روم این آخرین خیابان را …

عزیز مثل همیشه نشسته چشم به راه

نگاه می کند از پشت شیشه باران را

دو هفته ای ست که ظرف نباتمان خالی ست

و چای می خورم و حسرت خراسان را

سپرده ام قفس مرغ عشق را به عزیز

و گفتم آب دهد هر غروب گلدان را

عزیز با همه پیری عزیز با همه عشق

به رسم بدرقه آورده آب و قرآن را

سفر مرا به کجا می برد..؟ چه می دانم

همین که چند صباحی غروب تهران را …

صدای خوردن باران به شیشه ی اتوبوس

نگاه می کنم از پنجره بیابان را

نگاه می کنم و آسمان پر از ابر است

چقدر عاشقم این آفتاب پنهان را …

چقدر تشنه ام و تازه کربلای یک است

چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را

نسیم از طرف مشهدالرضاست … ولی

نگاه کن..! حرم سرور شهیدان را …

حسن بیاتانی

*اربعین حسینی تسلیت*

اربعین

سـعـیـد
پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱
23:32

زنده یاد نجمه زارع. . .

بعید نیست سرم را غزل به باد دهد

و آبروی مرا در محل به باد دهد

بعید نیست ؛ و بگذار هر چه می خواهد

قبیله ام به دروغ و دغل به باد دهد

زبان ِ سرخ و سر ِ سبز و چند نقطه ...، مرا

دو صد کنایه و ضرب المثل به باد دهد

قفس چه دوره ی سختی ست ، می روم ، هر چند

مرا جسارت این راه ِ حل به باد دهد

♥♥♥

چقدر نقشه کشیدم برای زندگی ام

بعید نیست که آن را اجل به باد دهد

زنده یاد نجمه زارع


متاسفانه خانم زارع در سال 1384 در 31شهریور در بیمارستان گلپایگانی بر اثر ترزیق داروی بیهوشی چند روز به مرگ مغزی دچار شده بود و دارفانی را وداع گفت.

امید می رفت که خانم زارع بتواند موفقیت و اشعار تازه ی را بسراید ولی عمر او در اوج جوانی به پایان رسید.

عشق بی حاصل

سـعـیـد
پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱
22:6

عشق رازیست. . .

عقل بیهوده سر طرح معما دارد

بازی عشق مگر شایدو اما دارد

با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت

سر سربسته چرا اینهمه رسوا دارد

در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست

آینه تازه از امروز تماشا دارد

بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند

قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد

تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است

چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد

عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت

چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

 

فاضل نظری

{تولدی دیگر}

 

عشق بی حاصل

سـعـیـد
پنجشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۱
3:35

سکوت و صدا. . .

هم از سكوت گريزان، هم از صدا بيزار

چنين چرا دلتنگم..؟ چنين چرا بيزار

زمين از آمدن برف تازه خشنود است

من از شلوغی بسيار ردپا بيزار

قدم زدم..! ريه هايم شد از هوا لبريز

قدم زدم..! ريه هايم شد از هوا بيزار

به مسجد آمدم و نا اميد برگشتم

دل از مشاهده ی تلخی ريا بيزار

صدای قاری و گلدسته های پژمرده

اذان مرده و دلهای از خدا بيزار

به خانه ام بروم..؟ خانه از سكوت پر است

سكوت می كند از زندگی مرا بيزار

تمام خانه سكوت و تمام شهر صداست..!

از اين سكوت گريزان ، از آن صدا بيزار

فاضل نظری

عشق بی حاصل

سـعـیـد
چهارشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۱
19:45