شو چله مبارک. . .
در زمستان، غم مخور، شلغم بخور
پول داری، پرتقال بم بخور
گر نداری هیچ آهی در بساط
گوشه ای بنشین، غمِ عالم بخور
در شب چله، کنار دوستان
هر چه خواهی درهم و برهم بخور
چون هوس کردی به دل دردِ شدید
دوغ گاو و نان جو، باهم بخور
نرخِ چایِ دبش شد مِلیاردی
جای آن ، نوشابه ی زمزم بخور
گوشت چون گشته گران در زندگی
من نمی گویم نخور، یک کم بخور
چونکه سرما بر گلویت بوسه زد
دیفن کامپاند را هر دم بخور
صبح ها جوشانده ی نعنای غم
باقی آن، آخر شب هم بخور
حسین مهرابی
شو چله مبارک

سـعـیـد
پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۲
15:30